تبليغاتX
بوسه های خرامان - این یه روز...

بوسه های خرامان
بودنم را به بودنت وام داده ام


 

این خط را می کشم و می آیم...

اما کجا...تا آن سر خط؟

نگاه کن ببین که ایستاده ام

ایستاده ام اینجا که روی نقطه های نامم

دوباره خرامش نگاهت را حس کنم.

این خط را می کشم و

از در پشتی می دوم تا بدان جا...

تا برسم به سرخی بوسه هایت.

ببین که ایستاده ام

ایستادنم را باور کن.

می دانم که می دانی

می دانم صبرهایم را سخت می دانی.

می دانم که "به جهنمت... بگذار شود" بوی عشق می دهد و

من طعم بی بهانگی ام را ناچشیده خط می زنم

پس بگذار این زمان نایستد

بگذار من بی تابانه بهانه هایت را بهانه گردانم برای بوییدنت

این را می کشم

می کشم تا آخر اما بدان

بدان این خط برای من خط نمی شود

تا تو نیایی و

من دوان بر سر ماهی نگاهت آغوش نگشایم این خط که خط نمی شود

 می مانم و این را می کشم تا بدانجا که بیایی

بیایی و این نقطه های نامم را برایم باز تو بگذاری.

بیای و این خط را از تلاقی بودنمان بکشیم

خط را تا انتها تا انتهای بودنم باهم بکشیم...

و من  این خط را می مانم و می کشم تا تو نقطه های نگاهت را به عطر بودن

 برقصانی.

جوجو

+ نوشته شده در یکشنبه 2 تیر1387 5:27 توسط پیشی و جوجو |